۱۳۹۶ مرداد ۲۵, چهارشنبه

اسیمیلاسیون یا ادغام ملیت ها درملت حاکم


دکتر گلمراد مرادی، سایت ایرانگلوبال،10اوت2017: این سیاست ناسیونالیستهای کور ودیکتاتوران حاکم و قدرت طلب، بوده وهست. متأسفانه این سیاست درلباس “روحانیت” کماکان ادامه دارد. درطول تاریخ ودرقرون متمادی همه دیکتاتوران وناسیونالیستها، آن حاکمان مستبدی که خود را مدرن می پنداشتند، همیشه می کوشیدند یک حکومت مقتدر بایک زبان و ملیت متحد زیر فرمان داشته باشند. برای آنها حقوق انسانی و حق گروهی از انسانها مطرح نبود. رضاخان، اتاترک ورشید عالی گیلانی، می شود گفت: سه مشت آهنین اوایل قرن بیستم ازجمله این دیکتاتوران مدرن بودندکه کوشش می کردند هرکدام به نوبه خود ملیتهای اقلیت را در ملت حاکم ادغام کنند. بدین شیوه تبلیغ کنند که زبانهای محلی یازبان ملیتهای اقلیت، زبان “دهاتی ها است” و اگر کسی به زبان مادری درملاء عام حرف می زد، اورا مسخره می کردند. الگوی تمام ایار برای رضا شاه، اتاترک درترکیه بود که نفرت خاصی به کردها داشت. درطول قرن نوزدهم میلادی کردها در امپراتوری عثمانی (1806 تا 1883) شاهد جنبشهای خونین با ترک های عثمانی بودند، زیراکردها خودرا پیشرفته تر ازترکهای عثمانی می دانستند و اصلا نمی خواستند تابع آنها باشند. این مسئله بعد از جنگ چالدران (1514 میلادی)، بین شاه اسماعیل صفوی وسلطان سلیم اول قابل لمس بود و خوب بیاد تاریخی خویش داشتند.
این را اتاترک رهبر ترکهای جوان می دانست و یاد گرفته که تازنده بود می خواست با کمک این ترکهای جوان نسل کردرا منقرض کند و اززبان آغازکرد. اوو یاباز ماندگانش بودندکه تئوری“ترکهای کوهی” برای کردها را بکار گرفتند. اتاترک خوب می دانست که 17 ایالت کرد نشین در جنگ چالدران، به دلیل خود خواهی شاه اسماعیل شیعه صفوی و شکست او از سلطان سلیم اول به امپراتوری عثمانی ملحق شده است.امروزه بعداز ازهم پاشی عثمانی این ایالات کردبین کشورهای ترکیه، سوریه و عراق تقسیم شدند. دراصل کرد از نسل آریائی است و ازنظر نژادی هیچ ربطی به ترک و عرب ندارد. دراینجا بحث این مقاله بحث نژادی نیست، بلکه یک بحث زبانی است که اتاترک تا اندازه ای بازور کوشید زبان کوردی را ازبین ببرد وبرخی ازشهرهای کرد نشین را برای این کار، به ترک نشین تبدیل کرد. مانند کایزری، بدین ترتیب کردهارا کوچ اجباری می داد وبجای آنها ترکهارا با امتیاز دادن، می آورد. باتأسف باید گفت تا اندازه ای موفق هم شد. مقاومت دلیرانه کردها در برابر این سیاست ناسیونالیستی، باعث شد که جلو این اسیمیلاسیون  تا حدودی گرفته شود واو نتواند به آرزوی نژاد پرستانه خود برسد و نسل کرد را منقرض کند! امروزه از هر زمان دیگری با وصف سر کوب شدید حدود 20 میلیون کرد در ترکیه، کردها هنوز زنده اند وشدیدا درمقابل این سیاست ازبنیاد غلط مقاومت میکنند روزبروز بمقاومت افزوده می شود.
تاریخ بدرستی بما می گوید دیکتاتورهای حق پایمال کن مانند ببرکاغذی ازبین می روند، اما به دلیل ناآگاهی توده های زحمتکش به شکل و شیوه ی “مدرن تری”، مانند قارچ از جای دیگر سر بر می آورند. امپراتوری عثمانی بعد از جنگ جهانی اول از هم پاشیده شد و به کشورهای متعدد عربی و ترک تبدیل گردید وبخش عمده ای ازکردها نیز با این امپراتوری تقسیم شدند که سهم سوریه یک ولایت کردنشین وسهم عراق عرب حدود چهار ولایت کردنشین و سهم ترکیه حدودا دوازده ولایت کردنشین شد. اتاترک دقیق الگوئی برای رضاخان بود. اواز زمانی که درپادشاهی ضعیف قاجار وزیرجنگ شد نقشه اسیمیلاسیون خودرا، زیرنام مبارزه بافئودالها و ملوک الطوایفی کشید که درآینده پیاده کند. زمان بقدرت رسیدن، قبل از همه بفئودالهای مقام دوست و نا آگاه هوادارحکومت مرکزی درجات بالای نظامی داد گرچه سواد نظامی اصلا نداشتند و حتا احترام نظامی را بلد نبودند بگیرند و دیگر سران ملیتها را به دست خود این ها از سر راه برداشت.
دوما زیاد تبلیغ می کرد که درمدارس زبان مادری غیرزبان حاکم حرف زده نشود واینهارا زبان دهاتی می دانست که عیب بود با آن حرف زدن و مسخره می کردند اگر کسانی به کردی، ترک آذری، بلوچی و عربی حرف می زدند. تاجائیکه دختر دائی خودم که اصلا سواد نداشت درکرماشان بابچه های خود فارسی غلط حرف می زد، این گونه به او تلقین شده بود، در زمانی که بچه به مدرسه می رود از نظر زبانی از بچه های دیگر عقب نمی ماند! در حالی که این تئوری ازبنیاد غلط است. زیرا اولا مغزبچه مانند مغناطیس همه چیز را خوب یابد جذب می کند و خیلی زود نه فقط زبان، بلکه هر چیز دیگری را یادمی گیرد. دوما هرچه مادر بگوید بقول قدیمیها آیات مطلق است و درمغز بچه ثبت می شود گرچه غلط هم باشد. پس چه بهتر کوشش شود با بچه ها رو راست بود.
اگر به دلایلی مطالبی غیر واقعی می خواهید مطرح کنید حتما نزد بچه ها نباشد. سوما تلفظ غلط به بچه یاد دادن، در مغز بچه ضبط می شود و خنثا کردن آن مشکل است. بعلاوه ما می خواهیم بچه هایمان ازحداقل ازده درصد سلول مغزخود استفاده کنند و آنها را تنبل و راحت طلب بار نیآوریم واین بسود بچه هاست که از سلول های مغز حداکثر استفاده رابکنند. هیچ توجه کرده اید، کسی که ریاضی اش خوب باشد، تقریبا همه درسهایش خوب است؟ زیرا حل مسایل ریاضی به سلولهای مغز بیشتر فشار می آورد و مغز را آماده جذب می کند. البته استثناء هم وجود دارد، اما عموما، اکنون این تئوری ثابت شده ومورد قبول است. حالا امکان دارد، یکی در شعر و ادبیات وزبان خوب باشد. زبان ولهجه های آن، مانندهمه دگرمسایل ازقبیل آئین وموسیقی و رقص و آواز و لباس و غیره، خلاقیت دست و مغز توانای انسان است. زبان را ازمادر یاد می گیریم.بهمین دلیل شاعر نامدار ما، ایرج میرزا مادر را مقدس دانسته و این شعر را، در وصف آموزش مادر به بچه سروده است.
  گویند مرا چو زاد مادر          پستان به دهان گرفتن آموخت
  شب ها بر گاهواره ی من         بیدار نشست و خفتن آموخت 
 دستم بگرفت و پا به پا برد       تا شیوه ی راه رفتن آموخت     
یکحرف و دوحرف برزبانم       الفاظ نهاد و گفتن آموخت          
  لبخند نهاد بر لب من              برغنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستی من زهستی اوست      تا هستم و هست دارمش دوست
بانوشتن یک داستان تاریخی از یک خارجی بی طرف به بحث زبان مادری و کوشش دیکتاتورهای ناسیونالیست برای متحد کردن آن خاتمه می دهم. خواننده عزیزخودش حدس بزند که انسان تا چه حدی حق دارد و مجاز است که فرهنگ و زبان آباء و اجدادی خودرا حفظ کند. اوسکارمن، یک خاور شناس آلمانی بود که برزبانهای ترکی و کردی و فارس تسلط داشت و گویا عربی نیز می دانست. او درسالهای 1896 تا 1903 میلادی در استان کرماشان زندگی و تحقیق می کرده. آنگونه که شاگردش کارل هادانگ آلمانی می نویسد، اوسکارمن می گوید: هنگام اقامتم در کرماشان که در آن روز جمعیتی حدود 150.000 نفر داشت فقط 20 نفر فارس بودند و از آنها 8 نفرکرد به دلیل کارمند بودن استانداری، لباس قجر پوشیده بودند و بقیه مردم لباس کردی برتن داشتند وکردی حرف می زدند. اما امروزه بیش از چهل یا پنجاه درصد فارسی کرماشانی حرف می زنند. این نه فقط محدود به کرماشان است، بلکه کایزری در ترکیه تقریبا همه ترکی حرف می زنند وموصل در عراق که قبل ازکشف نفت درسال 1925 توسط انگلیسی ها آمار گرفته شد، حدود 85 درصد کرد بودند و بقیه ترکمن و عرب و آسوری، اما امروز بیش از 30 درصد کرد ندارد و آنهم دراطراف موصل زندگی می کنند. من فقط از والدین عزیز می توانم خواهش کنم که با زبان مادری با بچه هایتان حرف بزنیدو مطمئنا بچه از من و شما بهتر زبان فرا می گیرد. این شعر ایرج میرزا همیشه در مد نظر داشته باشید.           “یک حرف و دو حرف بر زبانم         الفاظ نهاد و گفتن آموخت"
هایدلبرگ، آلمان فدرال 8.8.2017    > نشانی منبع: http://iranglobal.info/node/61437

۱۳۹۶ مرداد ۹, دوشنبه

بیانیه ی دوم به روز رسانی تشکل فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن

بیانیه دوم شورای هماهنگی درخصوص به روز رسانی تشکل فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن

انقلاب سال1114ش/1736م  مردمان ایران برعلیه سیستم حکومتی "مرید ومرشدی"( امام و امتی) طریقت صفویه که با برگزاری کنگره صدهزار نفری در دشت مغان به ثمر رسید ، 60 سال بعد توسط آقامحمد خان قاجار به شکست کشیده شد.
 انقلاب 1285ش/1906 مردمان ایران که سیستم حکومتی کشور را مدرن نمود ودرنتیجه ایران صاحب قانون اساسی ومجلس گردید تا بجای فرمانهای شاه، مصوبات برگزیدگان مردم قانون شود، 14سال بعد توسط بنیانگذار رژیم دیکتاتوری پهلوی به شکست کشیده شد.
   پیروزی مردمان ایران درسرنگونی رژیم دیکتاتوری شرایط دموکراتیکی را بوجود آورد وتشکل فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن با هدف تلاش وکوششهای سازمانیافته ومدنی دراه تحقق آمال وآرزوهایی که در روند انقلاب بهمن1357/ 1979 بحالت شعار سر داده شده بود، بنیانگذاری شد.
   درسال 1362/1983 فعالین فرهنگی وسیاسی مردم ترکمن ایران براثر غالب شدن شرایط دیکتاتوری خفقان آور روی بمهاجرت آوردند تا فعالیت درراه اهداف خود را درجوار نیروهای دمکرات و انقلابی کشوردرخارج ادامه دهند. ولی در زمستان1363 بدنبال حذف شعار خودمختاری درنشریه کانون بنام "ایل گویجی"، در راه بازسازی و تدقیق مناسبات پرداختند. ولی وقتی توطئه برعلیه طرف داران خودمختاری درخرداد1365/1986 وارد مرحله جدیدی گردید، هیأت بازسازی هم ترمیم یافت و فعال شد.
   با گسترش مهاجرت به اُروپا درسال 1366/1987 جامعه ترکمن درشهر برلین غربی نیز شکل گرفت. هیات بازسازی با تکیه به امکانات آنها موفق به برگزاری کنفرانسی برای بازسازی دموکراتیک کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن درشهر برلین غربی( اردیبشت 1368/1989) گردید وشورای هماهنگی بطور دموکراتیک وبا اعمال  خرد جمعی انتخاب شد. شورای هماهنگی درآغاز کار با ضرورت ترجمه نام کانون مواجه گردیده ودرپاسخ به این ضرورت اجتناب ناپذیر بطور یکدست با ترجمه واژه ی "کانون" به واژه "اورگانی زئی شن" بمعنی "سازمان" موافقت شد بطوریکه شورای هماهنگی حتی با یک مخالف ازبدنه تشکیلات نیز مواجه نگردید. با قرار شورای هماهنگی واحدهای کانون در برلین، آشغابات وگوته بورگ سوئد شکل گرفت. درنتیجه ضمن بکار بردن واژه "کانون" در نام فارسی تشکل فرهنگی وسیاسی ترکمنهای ایران، بکاربردن واژه های " قوراما" ، "آرگانیزاتسیا" ،"اورگانی زاتسیون" و "اورگانی زئیشن" درموارد ضروری بکار گرفته شد و عادی گردید.

   زمان آغاز فاز اصلی مرحله آداپتاسیون( سازگاری و سازش) درمهاجرت که با ترک اردوگاه واستقرار درواحد مسکونی درکنار شهروندان شروع می شود، درکشورهای مختلف اروپایی متفاوت بود وکشور آلمان فدرال  بلحاظ طی شدن مرحله مذکور بعلت آغاز وحدت دونیمه ی شرقی وغربی ویژه گیهای خود را داشت. با تمام این احوال بتدریج بخشی از نیروهای ترکمن درکنار نیروهای متعلق به ملیت های تحت ستم مضاعف ایران قرارگرفته درجنبش همبستگی آنها نقش قابل توجه ای داشتند. آنها قبل از فراروئی جنبش همبستگی مذکور به "کنگره ملیت های ایران فدرال" که ائتلاف کنفدراتیوی ازتشکلهای متعلق بملیتها بود،توانستند "سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن" را تشکیل داده دربنیانگذاری آن شرکت فعالی داشته باشند. تشکل فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن درسال 2010 به ائتلاف نامبرده پیوست وبه بهمکاری خود برای فراروئی اتحاد نیروهای آحاد مختلف ایران به اتحادی گسترده درراه دموکراسی و حقوق بشر را همچنان ادامه میدهد.

   در دوره مهاجرت دوم متناسب با گسترش بهره گیری بشریت از امکانات تکنولوژی جدیدی چون فاکس، کامپیوترشخصی سپس اینترنئت وغیره که همچنان بسرعت رو به گسترش است، تغییر و تحولات اجتماعی نیز سرعت گرفت و ضرورت "به روز" شدنها را اجتناب ناپذیر نمود. درپاسخ بدین مطالبه زمان، درآزرماه 1393 برابربا دسامبر2014 شورای هماهنگی  طی بیانیه ای با عنوان "بیانیه ی به روز رسانی کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن" اعلام کرد "کانون در راه انطباق با وضعیت جدید جهان درعصر جهانی شدن ازجنبه ی ابراز وجود وبیان پای بندی به تلاش در راه رفع انواع نابرابریها ونیز در دفاع از مطالبه حقوق پایمال شدۀ مردمان ایران ازجمله ترکمن ها دارای نشانی سه رنگ می شود". درپاراگراف دیگری از بیانیه مقرراتی را درچگونگی ارتقای اعضا به ارگان عالی یعنی شورای هماهنگی را پیش کشید و اعلام نمود "شورای هماهنگی با درنظرگرفتن تداوم روزافزون دگرگونیها در عصر گلوبالیزاسیون وگذر تعداد قابل توجهی ازافراد جوامع مهاجر ترکمن به مرحله انتگراسیون وگسترش مناسبات در دنیای مجازی، مرحله کنونی را فاز دوم دوره مهاجرت درعصر جهانی شدن تشخیص داد ودرراه انطباق خلاق با شرایط و مطالبات زمان تصمیم گرفت ترکیب شورای هماهنگی تنها متشکل از نمایندگان واحدها نباشد. ...".

  اینک بیش از یکسال ونیم است که شورای هماهنگی سازمان فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن موفق به راه اندازی وئب سایتی به آدرس ilguji.org برای نشریه "ایل گویجی" گردید ونشریه قبلی شورای هماهنگی به آدرس kanuntribun.blogspot.com  با مجموعه ای ازاسناد مهم تشکیلاتی به حالت آرشیو درپیوند با سایت قرارگرفت. دراین مدت بدنبال امضای قرارداد فرجام ضرورت تلاش برای اتحاد نیروها در راه دموکراسی وحقوق بشر بمطالبه روز تبدیل شد. ولی هرپیشروی درپاسخ باین مطالبه زمان، اعضا وشورای هماهنگی را با مشکلی که پیشتر با قرارگرفتن نام تشکل مان درلیست تشکلهای عضو "کنگره ملیتهای ایران فدرال" تجربه شده بود مواجه نموده دربرابر ضرورت تداوم بروز رسانی تا حد تغییر نام فارسی تشکیلات قرار میداد. بدینجهت شورای هماهنگی افزوده شدن خود بخودی ضرورت یاد شده برآنچه که تا کنون دربالا ودربیانیه قبلی هم مطرح شده بود را درنظرگرفته، بروز رسانی نام تشکل فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن را ضرورتی اجتناب ناپذیر تشخیص داد وپذیرفت ترجمه واژه "ارگانیزئیشن" بفارسی که "سازمان" میشود بکارگرفته شود و"سازمان فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن" نیز یکی دیگر ازنام های تشکل فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن محسوب شود. دررابطه با این تغییرو تحول نمی توان به واژه "مردم" بعنوان معنی واژه ی "خلق" که نام فارسی را می تواند بصورت "سازمان فرهنگی وسیاسی مردم ترکمن ایران" تغییر دهد بی توجه شد. البته ازنظر شورای هماهنگی کسی مجبور نیست از واژه های "تشکل"، "سازمان" و"کانون" تنها یکی را استفاده نماید. برای اینکه تشکل فرهنگی وسیاسی ترکمنهای ایران چون درحفظ دستاورد های دموکراتیک انقلاب بهمن1357 توانست نقش قابل توجهی درکنار دیگر نیروهای انقلابی کشور داشته باشد بدینجهت ازجانب بسیاری از نیروهای خلق ترکمن همیشه فراتر از یک " کانون" معمولی دیده شده است.%
  سازمان فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن ،  جولای2017/مرداد 1396